ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
485
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
ولى تمايلات شخصى وى در آثارش نمودارتر بود . چنان كه ديديم مؤلفاتى دارد كه از مسائل مالى و اقتصادى سخن مىكند ، و به عادت مؤلّفان مسلمان در مسائل ادبى و فقهى نيز تأليفات دارد ، ولى اكثر مؤلّفات وى به تاريخ و به همان اندازه به جغرافيا مىپردازد . حاجى خليفه به اين دو رشته علاقهء خاص داشت و اين عجب نيست ، زيرا حاصل آنها در ميان نوشتهها استمرار بيشتر دارد و هنوز هم تا به روزگار ما ارزش علمى آن محفوظ مانده است . تفاوت حاجى خليفه را از لحاظ تعداد مؤلّفات ، كه بيست يا سى تاست ، با سيوطى كه به نزديك پانصد تأليف دارد تا حدّى به اين قضيّه نسبت مىتوان داد كه دوران فعاليّت وى به عنوان مؤلّف چندان دراز نبوده است ؛ چه نخستين تأليف خود را كه رنگ تاريخى داشت و به عربى نوشته بود به سال 1641 / 1051 ه . به سر برد 75 و آخرين تأليف او كه تا حدّى با سرگذشت حياتش تماس دارد يك سال پيش از وفاتش ، يعنى در نوامبر سال 1656 / 1067 ه . به سر رفت . 76 از اينجا توان دانست كه حاجى خليفه در مدّتى نه بيشتر از پانزده سال تعدادى مؤلّفات بزرگ كه بعضا چند جلد بود به وجود آورد . شايد از اينرو كه مؤلّف از مدتها پيش ، يعنى از سالهاى جوانى ، جمعآورى مطالب خود را آغاز كرده بود ، پس از آن به مرور زمان كه به رشتههاى مختلف علوم دست مىيافت بر آن مىافزود ، تا آنجا كه بارها ناچار شد متن تازهاى به جاى متن سابق تدوين كند . از لحاظ ما طبعا مؤلّفات جغرافيايى او يا مؤلفاتى كه بىواسطه با جغرافيا مربوط مىشود اهميت بيشتر دارد ، يعنى چهار كتاب كه عبارت است از : فرهنگنامه كتابشناسى وى كه به زبان عربى است و همهء فروع علم و ادب را در بردارد ، و كتاب اساسى وى در جغرافياى عمومى به زبان تركى ، و بالأخره دو كتاب تركى كه بيشتر رنگ تخصّص دارد و يكى دستكارى يك اطلس اروپايى از دوران نزديك به عصر اوست و ديگرى يك كتاب تاريخى كه با جغرافياى دريانوردى ارتباطى نزديك دارد . فرهنگنامهء كتابشناسى وى ( كشف الظنون ) شهرت فراوان يافته ، از لحاظ همهء فروع دانش اهميت دارد ، و ما نيز نه فقط از رابطهء آن با جغرافيا بلكه از پارهاى مسائل مربوط به هدف عمومى كتاب و مطالب آن نيز سخن خواهيم كرد . از سرگذشت مؤلّف معلوم شد كه وى از سال 1635 / 1045 ه . فراهم آوردن مطالب اين كتاب را آغاز كرده بود ؛ يعنى پس از بازگشت از جنگ كه مدّتى در حلب بود و از غناى دكان ورّاقان و كتابفروشان به حيرت افتاده بود كنجكاوى در محتويات و ثبت عنوان و مضامين آنها را آغاز كرد . 77 حلب از روزگار حمدانيان ، به قرن دهم / چهارم ه . ، از مراكز بزرگ فرهنگى قلمرو عرب بود و تا روزگار حاجى خليفه اين مقام را حفظ كرده بود . عثمانيان ، چنان كه ديديم ، گنجينههاى خطّى قاهره را غارت كردند و بسيارى از كتب آنها به قسطنطنيه رفت ، ولى سرنوشت سوريه به مراتب بهتر از اين بود . حلب ، به خلاف دمشق ، امتياز ديگرى نيز به دست